امشب شروع کردم به دیدن سریال افعی...چند بار وسطش گریه کردم.من انگار هنوز حالم خوب نشده این ترس از دست دادن پدرو مادرم خییلی آزار دهنده شده برام .من خییلی سنم زیاده برای این احساسات...همسن های من خودشون بچه دارن...و این احساسات من داره خطرناک میشه...
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 1:9 توسط مهرنوش
|
برچسب:
نویسنده: یونا رستمیان
تاريخ: يکشنبه
13 خرداد
1403 ساعت: 13:08